مادر عروس

میرحسین خود را نماینده خط امامی می داند که فرمودند:" اینجانب بنا ندارم از کسی تایید نمایم چنانکه بنا ندارم کسی را رد کنم و از تمام افراد و احزاب و گروه ها می خواهم از نسبت دادن کاندیدای خود به من که از آن استفاده تایید و یا تعین و یا رد شود ،ندهند."
میرحسین خود را نماینده خط امام دانست چون در انتخابات سال ۸۴ از میان همه کاندیداها با شعارهای جذب سرمایه های خارجی ، رابطه با آمریکا ، بهبود وضع اقتصادی کشور و ... ،احمدی نژادی آمد و با شعار بازگشت به خط امام منتخب مردم شد .هرچند زیاد شناخته شده نبود و سابقه سیاسی چندانی نداشت و تنها یک شهردار معمولی بود، قدرت را از دست نخبگان و خواص خارج کرد و به گفته رهبر انقلاب( در اولین دیدار رهبر با اعضای کابینه نهم ) ، با این شعار بزرگترین خدمت را به ملت کرد حتی اگر رای هم نمی آورد .و این بود مفهوم واقعی مردم سالاری دینی ، که قدرت و علم و سیاست از انحصار خواص خارج شود.
قبل از برگزاری انتخابات و در جریان مناظره های تلوزیونی باز دم خروس از زیر شولای پر از ریای موسوی نمایان شد اما مورد توجه قرار نگرفت. ایشان در اولین نطق تلوزیونی خود کمک به مردم غزه و لبنان ، که عمق استراتژیک آرمان امام در حوزه سیاست کلی نظام است را ، به کسب قدرت داخلی کشور مشروط دانست.که بعدها در شعار نه غزه نه لبنان حامیانش در روز قدس ، در حضور کروبی و میرحسین و سکوت معنادارشان ، علنا ً خود را نشان داد.
چرا نتانیاهو از جنبش به اصطلاح سبز موسوی حمایت می کند؟ چرا اوباما موسوی را پرچم دار حرکت به سوی دموکراسی می خواند؟حمایت نخست وزیر انگلیس و فرانسه چه ؟به فرض که موسوی دارد مزد خوش خدمتی خود را می گیرد ، آنان که در توهمات خود بعد از براندازی حکومت مریم رجوی را رئیس جمهور ایران کردند نه موسوی و کروبی را.
........................................................................................
دوشید فتنه ای شتران دوساله را بر دوششان نهاد به بازی جهازها
شوخی شدست و عشوه نماز شیوخ شهر رحمت به بی نمازی ما بی نمازها
خیل پیاده ایم ،کجا بازگو کنیم ؟ رنجی که برده ایم ز شطرنج بازها
ماییم و زخم خنجر و دست برادران ماییم و میزبانی این تکتازها
قران به نیزه رفت ... خدایا مخواه که باز بر نیزه ها طلوع سرفرازها
ما را چه غم ز هرزه گیاهی که سبز شد بر خاکمان مباد هجوم گرازها
((شعر از محمد مهدی سیار))
مناظره امیدوار کننده ای بود و در کل نشان می داد که رهبران جنبش سبز چند قدمی به عقب کشیدند شاید به این امید که قدم های بعدی را با گستاخی بیشتری بتوانند بردارند.
دیگر کسی جرات گفتن ؛ استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی را نداشت .هر چند کواکبیان در توجیه این شعار عنوان کرد که ما این را قبول نداریم و این را هم قبول نداریم که کسی به نام اسلام جمهوریت را ضربه بزند. اما بحمد الله در جایی هم اعلام کرد ، ما باید به حرف های رهبری گوش کنیم و ایشان خواستار آرامش و امنیت شدند و دیگر تقلب بودن انتخابات را در اینجا مطرح نمی کنیم و دولت را قبول داریم و دلیل اینکه در مجلس با نماینده ها بر سر فلان لایحه بحث می کنیم این است که ما دولت را پذیرفتیم و در حال حاضر باید وحدت داشته باشیم و محور وحدت رهبر انقلاب است .
ظاهرا آن ها متوجه شدند ، مردم هنوز رکن ولایت را از خاطر نبردند و نه تنها نمی توانند ولایت رهبری را زیر سوال ببرند بلکه بازی تقلب بودن انتخابات ، فقط خودشان را سرگرم کرد و راه به جایی نبرد.
برای چنین مناظره ای که فردی مثل کواکبیان دعوت شده لازم بود طرف مقابل مناظره شخصی باشد که به این لفاظی ها ی سیاسی وارد باشد . سنجیده و با تامل حرف زدن نبوی برای چنین جمع احساسی که منتظر شنیدن خوشایند یا ناخوشایندی بودند که دست بزنند یا هو بکشند مناسب نبود .
کواکبیان در قسمتی از مناظره در جواب نبوی گفت " استفاده از تجربیات غربیان که بد نیست " .نمی دانم اما شاید منظورشان از تجربیات خط مشی هایی باشد که رسانه های بیگانه می دهند وگرنه غرب چه تجربه قابل استفاده ای به ارمغان دارد ،بحران اقتصادی ؟ پیشرفته بودن و جهان اول و دومی بودنشان هم که ثمره استعماری ها و چپاول و حقوق ملتهاست. شاید شعارهایی که لیست کردند و تحلیل های مبنی بر تقلب بودن انتخابات ، یا شاید تبلیغات - روز قدس به خیابان بریزید و شعار نه غزه ، نه لبنان سربدهید- ۱۳ آذر منتظر شما هستیم - ۱۶ آذر عکس امام را پاره کنید- ،که در سایت ها و رسانه های خارجی اعلام می شد ، این هم یک تجربه بود .
البته کواکبیان حرکت جنبش سبز با شعار نه غزه نه لبنان را قبول نداشت و آن را کار ناشایستی می دانست و خواستار شد تا افراطیون و کسانی که به عکس امام اهانت کردند محاکمه شوند. ولی هنوز معتقد بود "زندانی سیاسی آزاد باید گردد ". چرا خانه آقای محصولی در فلان جا ۳۰ ملیارد تومان ارزش دارد، این که با عدالت اقتصادی همخوانی ندارد. و...و...و...
جالب اینجا بود که کواکبیان گفت ؛ چرا سهام عدالت را شش ماه قبل از انتخابات به مردم دادند و چرا حقوق معوقه بازنشستگان شب قبل از انتخابات داده شد. نبوی در جواب از عدالت اقتصادی گفت و از شکافی که بین آزادی و عدالتخواهی به وجود آمده است.کواکبیان معتقد بود که عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است و اول باید عدالت سیاسی برقرار شود (در جواب حرف خود) در جایی اشاره کرد ،چرا شورای نگهبان در انتخابات سال ۸۴ کواکبیان که دکتری سیاسی دارد و سالها فعالیت سیاسی کرده و.... را رد صلاحیت می کند اما شهرداری مثل احمدی نژاد باید رییس جمهور شود.
و آیا این همان مفهوم دیکتاتوری و دست به دست چرخیدن قدرت نیست؟ آیا این مفهوم عدالت سیاسی است؟
................................................................................................
پ.ن - حرف ها بسیارند و چقدر دردناک .بیچاره آقا ،چقدر سعه ی صدر نشون می دن . فقط صبر می کنن تا مردم حق رو از باطل تشخیص بدن . خدا کنه مردم خواب نباشن . شب بلنده ، خدا کنه مردم خوابشون نبره.
به حاشیه نپردازم .به سبزپوشانمان هم کار ندارم (به قول یکیشون ،اونها که آب از سر گذشته اند چه یک وجب چه ...) بعد از هماهنگی ها همه به سمت میدوون جلو درب ورودی راه افتادند و نزدیک به یک ساعت یک ساعت و نیم فقط شعار می دادند تا اینکه جمعیت بیکباره شروع به فرار کردند.ظاهرا چند تا از پلیس های ضد شورش سعی کرده بودند برای دستگیری اراذل وارد دانشگاه بشن. اون جا بود که قیامت چند ثانیه ای به تصویر کشیده شد.هرکی به سویی پراکنده بود غافل از اینکه زیر پاهاش آدمه یا زمین . بیچاره اون دخترهایی که تو اون جمع حضور پیدا کرده بودند.
یادش به خیر روزگار ی که مردونگی و غیرت و ناموس مفهومی داشت ، مردها سپر می شدن برای حفظ حرمت ضعیفه ها.الان حقوق مرد و زن باید برابر باشه اما معلوم نبود دیروز حقوق زنان بود که زیر پا له می شد یا حقوق بشر یا ارزش و حرمت زن.
دانشگاه شیراز از نظر سطح علمی خوب هست اما از نظر امکانات و برنامه ریزی و ... خیلی صفره. از پراکندگی دانشکده ها در سطح شهر و ژتون ورقه ای غذاخوری و خوابگاه های مجهز و کتابخونه که بگذریم . از مسجد دانشگاه که در دورافتاده ترین نقطه ساخته شده ، از اتبوس های مختلط و قرق شده، از دعای عهد ساعت ۸ صبح بعضی روزها از بلند گوی مسجد که نمی دونم ندای بیدار باشه یا ... ،از همه ی اینها که بگذریم.
تو این شلوغی های چند وقت اخیر بعد از کتابفروشی دم در و دکه ی نگهبانی و سطل های آشغال ، جایی که مورد تعرض قرار می گرفت امنیت خوابگاه دختران بود . جایی که روز ۲۵ خرداد با خوابگاه پسرها اشتباه گرفته شده بود. و دیروز هم که دخترها از ترس به مسجد پناه برده بودند و پسرها به خوابگاه دخترها.
البته تا الان جز نگهبانی درب ورودی من اثری از حراست و کمیته انضباطی ندیدم. با این حساب در چنین مواقعی جای این نیست که پلیس ضد شورش امنیت خوابگاه دخترا و دانشگاه رو برگردونه؟

و در آخر ، ای رهبر آزاده ، شرمنده ایم شرمنده .
شرمنده از اینکه چندی پیش ما رو توصیه کردی به اینکه به تحریک یکدیگر نپردازید اما رفتار دیروز ما جز تحریک نتیجه ی دیگری نداشت. شرمنده از اینکه ملاحظه کردیم شما مكرر در ديدار جوانها، دانشجويان، قشرهاى مختلف مردم، بر روى بصيرت تكيه کردید چون هر گونه حرکت عمومی به یک بصیرت عمومی احتیاج دارد، اما این واژه تازه به گوشمان خورده و با معادلات غرور و منیت و رفاه زدگی ما جور در نمی آید.شرمنده از اینکه جندی پیش با برخوردهای نیروی انتظامی و بازداشتگاه کهریزک تو را و نظام را و اسلام را زیر سوال بردیم و باز قافله همان و ره همان.آقا جان شرمنده ایم از دردهای دلی که داری و نمی توانی بگویی. امام هم دردهایی داشت که نتوانست بگوید.
.............................................................................................
و این شعری از قیصر امین پور به نام سرمایه ی دل که بی ارتباط با حال و هوا نیست:
این حنجره این باغ صدا را نفروشید
این پنجره این خاطرهها را نفروشید
در شهر شما باری اگر عشق فروشی است
هم غیرت آبادی ما را نفروشید
تنها، بهخدا، دلخوشی ما به دل ماست
صندوقچه راز خدا را نفروشید
سرمایه دل نیست بجز آه و بجز اشک
پس دستکم این آب و هوا را نفروشید
در دست خدا آیینه ای جز دل ما نیست
آیینه شمایید شما را نفروشید
در پله پرواز بجز کرم نلولد
پروانه پرواز رها را نفروشید
یک عمر دویدیم و لب چشمه رسیدیم
این هروله سعی و صفا را نفروشید
دور از نظر ماست اگر منزل این راه
این منظره دورنما را نفروشید
ولی در کل خیلی جالب و عظیم بود. هرچند زیاد از ساز و کار دستگاه ها سر در نیاوردم ولی مفهوم واقعی خدمت گذاری رو تک تک ستون های سانتریفیوژ نیروگاه هسته ای بوشهر ثبت شده بود. میگن احمدی نژاد جیگر زیاد داره(دقیق جملش رو نمی دونم ولی تو این مایه ها) ، حق داره، هرکسی درک کنه که چه سرمایه ای تو این مملکت خوابیده جیگردار میشه.
امیدوارم حداقل چند تا از مسئولین استانی یا دانشگاهی از این نمایشگاه دیدن فرموده باشند. بعضی ها که خیلی بی تفاوت از کنارش رد می شدن .
سوژه ی خبری خوبی می شه اگر ۳۰ :۲۰ یه دوربین جلو فلان مسئول استانی یا حتی کشوری بگیره و بپرسه چقدر تو این زمینه می دونید؟

با این وجود اعترافات ابطحی به خاطر؛
۱-قرص های توهم زایی بود که خورده بود
۲-شکنجه شده بود
۳-پشیمانی از گذشته
۴-جوجه ی چند روزه روی میزش گذاشتند تا اعتراف بگیرند
......................................................................................