هوای تازه

خیلی دلم می خواست چند سالی از این دنیای آجری بیرون می اومدم و می رفتم تو دل طبیعت .تو یه روستا. برای مدتی هم که شده برمی گشتم به عقب.تو شهری که اکثر گوشه هاش رو ساخته های دست بشر پر کرده سخت تر می شه دست خدا رو دید.آسمون شهر غبار گرفته هست.هوای تازه کجا پیدا می شه؟

ادامه نوشته

فتنه شناسی

   در ادامه ی پست قبلی                                                                                     

همه ی اینها که گفتم نه اینکه منظورم هاشمی و کروبی و موسوی و رهنورد و شازده های هاشمی باشه(که هست).نه اینکه منظورم خاتمی و ابطحی و مجمع روحانیون باشه (که هست).نه اینکه منظورم بعضی از استاندارها و امام جمعه ها باشه(که هست).نه اینکه منظورم بعضی مدیران ادرات و روسای بعضی شرکت ها باشه (که هست).نه اینکه منظورم پشت میز نشین های اداره ای و صاحب بوتیکی سر خیابون و بقالی سر کوچه و خرازی سر میلان ۷ ،که پول خون باباشونم رو جنساشون می کشن، باشه(که هست).نه اینکه منظورم ریش سفید محل و بزرگترای فامیل و معلم مدرسه ی هشتم شهریور و همسایه دیوار به دیوار باشه(که هست).

بالاخره همه ی ما انسانیم وجایز الخطا. همه ی ما ایرانی هستیم و برای ایران داریم جهاد می کنیم.بالاخره همه ی ما مسلمونیم و شیعه ی علی . همه اهل نماز و کتاب و دعا هستیم.همه انقلابی هستیم و برای انقلابمون بها دادیم.همه رهرو اسلام و پیامبر و امام هستیم.

پس همه اهل بهشتیم!!!جهنم چرا!!!

 

 

ادامه نوشته

آزمون دوباره

اما بشنوید از علی (ع):

ناگهان دیدم که مردم مانند یال کفتار (چون گردن کفتار پر مو است عرب برای بیان انبوهی چیزی به یال کفتار مثل می زنند)بر سرم ریختند و از هر سو به من روی آوردند. ازدحام مردم چنان بود که حسن وحسینم در فشار جمعیت کوبیده شدند و ردای من از دو طرف پاره شد . ولی وقتی زمام حکومت را به دست گرفتم،عده ای بیعت خود را شکستند(ناکسین)،گروهی از دین خارج شدند(مارقین) و دسته ای دیگر راه طغیان در پیش گرفتند(قاسطین). گویا اینان سخن خدا را نشنیدند که می فرماید:((این سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهم که در زمین خواهان برتری و فساد نیستند و عاقبت خوش برای پرهیزگاران است)). آری به خدا سوگند آنان این آیه را شنیده بودند و آن را به خاطر سپرده بودند ولی دنیا در چشم آنان زیبا جلوه کرد و زر و زیورش آنان را فریفت.(خطبه ی ۳)

آری . چند قرن و اندی پیش بود .بعد از مرگ خلیفه ی سوم . که مردم به علی هجوم آوردند برای پذیرفتن حکومت.اما علی از همانجا اعلام کرد که مرا رها کنید و سراغ دیگری بروید چون آنچه برای اجرای عدالت در پیش دارم انواع رنگها ،شکل ها و صدا ها دارد که خود شما در مقابل من خواهید ایستاد هم احساستان را در مسیر اجرای عدالت از دست خواهید داد هم ثبات عقلی ،هم ایمانتان را. اگر من به حکومت برسم به تشخیص و تکلیف خود عمل می کنم وبه جو سازی ها و بدعت های شما گوش نمی دهم.با چشم باز به من رجوع کنید.(خطبه ی ۱۳۷)

ابن عباس می گوید : در دومین روز بیعت امام سخنرانی کرد و از همانجا دعواها شروع شد.

ادامه نوشته

پشت میز نشین

دیشب داشتم یکی از کتابهای رضا امیرخانی رو می خوندم .نویسنده خوش ذوقیه.مدتیه تصمیم گرفتم مجموعه کتابهاشو کامل بخونم.سبک نوشتن کلماتش جالبه.سادگی و پاکی نه توی جملاتش بلکه در عمق شخصیتهای نوشته هاش موج می زنه.عشق پاک بچه گانه ی علی به مهتاب و اتفاقات بیرحمانه ی اون دوران(من او) ،سفر رهبر به سیستان بلوچستان و شور وشوق مردم(داستان سیستان) ،تا قبل از خوندن این کتاب خیلی مسائل برام بی مفهوم بود اون طوری که وقتی ارادت و علاقه ی هم اتاقیم رو می دیدم فکر می کردم ریاست.اما الان خودم  علاقه مند ترم.

کتاب بیوتن(به سبک خود نویسنده) که در ادامه ی داستان کتاب ارمیا هست و تا اونجایی که خوندم، حکایت زندگی در غرب وجامعه غرب رو ازش برداشت کردم.

ادامه نوشته